...کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست...

دل نوشته هایم و مطالب خواندنی از اینجا و آنجا

هشدار :لطفاً توجه کنید و به دیگران اطلاع دهید به محض ورود به ماشین دکمه کولر را فشار ندهید (A/C Key)

http://www.redlink1.com/mydocs/group/17/01.jpg

لطفا پنجره ها را بعد از اینکه وارد ماشین تان شدید باز کنید و فورا تهویه هوا را روشن نکنید. با توجه به تحقیقات انجام شده ، داشبورد خودرو ، صندلی ، خوشبوکننده های هوا بنزن ساطع میکنند، سم سرطان زا (سرطان زا ، به بوی پلاستیک گرم در ماشین توجه کنید.) علاوه بر ابتلا به سرطان ، استخوانها را مسموم میکنند که سبب کم خونی و کاهش گلبولهای سفید خون میگردد. قرار گرفتن طولانی در معرض این سم باعث سرطان خون خواهد شد ، افزایش خطر ابتلا به سرطان ممکن است باعث سقط جنین شود.

http://www.redlink1.com/mydocs/group/17/02.jpg

حد مجاز قابل قبول بنزن در فضای بسته در سطح 50 میلی گرم در هر فوت مربع می باشد. خودرو پارک شده با پنجره های بسته در فضای مسقف شامل 400-800 میلی گرم بنزن خواهد بود. اگر خودرو در هوای آزاد زیر آفتاب در درجه حرارت بالاتر از 15 درجه سانتیگراد پارک شده باشد ، سطح بنزن به 2000 - 4000 میلی گرم خواهد رسید، 40 برابر سطح قابل قبول... و مردم در داخل خودرو به ناچار مقدار اضافی از مواد سمی استنشاق میکنند.

http://www.redlink1.com/mydocs/group/17/03.jpg

نوشته شده در پنجشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ توسط dr.nash نظرات () |

خسته از بار این بودنم .....خود کویرم  .....بیتفاوت مثل برکه بی التهابم .........

هم خسته از تقدیر از شب شمردن .....با مرگ ساعتها بیوقفه مردن ...........

قر و قاطی ام ابی جان ببخش

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ توسط dr.nash نظرات () |

کارنامه داوطلبان و فرم انتخاب رشته سی‌و هفتمین آزمون دستیاری تخصصی اردیبهشت ماه در اختیار داوطلبان قرار می‌گیرد.

به گزارش روابط عمومی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی،  معاونت آموزشی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تلاش می‌کند اردیبهشت ماه سال جاری رتبه‌های داوطلبین و فرم انتخاب رشته داوطلبین را از طریق اینترنتی به نشانی http://Sanjeshp.ir  در اختیار داوطلبین قرار دهد.

سی‌هفتمین آزمون دستیاری پزشکی تخصصی با حضور بیش از 16 هزار نفر داوطلب در 13 اسفند ماه سال گذشته در حوزه‌های دانشگاهی سراسر کشور برگزار شد.

بنا بر اعلام معاونت آموزشی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در سال جاری ظرفیت پذیرش دستیار تخصصی بالینی پزشکی نسبت به سال گذشته 10 تا 20 درصد افزایش خواهد داشت.

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ توسط dr.nash نظرات () |

 مراجعه به سایت وزارت بهداشت :

http://cgme.behdasht.gov.ir

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ توسط dr.nash نظرات () |

متن زیر توسط اداره کل تاسیسات برقی مدیریت انرژی ترجمه و جهت بهره برداری به شرح ذیل ارائه می گردد

 

انتظار میرود که این متن بتواند اطلاعات مفیدی را در اختیار شما قرار دهد

 نام من Doug Copp و رئیس گروه نجات و مدیر تیم آمریکائی نجات بین المللی(ARTI) American Rescue Team International هستم. این تیم از مجربترین گروههای نجات میباشد. نوشتههای متن زیر میتواند جان افراد زیادی را در هنگام وقوع زلزله از مرگ نجات دهد. من به درون 875 ساختمان فرو ریخته ناشی از زلزله خزیدم و با گروه‌های نجات 60 کشور کار کرده و در تعداد زیادی ازکشورهای جهان گروه‌های نجات را سازماندهی نمودم و عضو گروه نجات خیلی از این کشورها هستم . همچنین به مدت دو سال به عنوان کارشناس سازمان ملل در زمینه تخفیف فاجعه (UNX051-UNIENET) بودم و از سال 1985 به بعد در صحنه بلایای طبیعی عمده جهان بجز مواردی که فاجعه آنی بوده، شرکت داشتم.

در سال 1996 ما یک فیلم مستند ساختیم که صحت متدولوژی ارائه شده توسط بنده را تایید می‌کرد. دولت مرکزی ترکیه و مقامات محلی و دانشگاه شهر استانبول در تهیه و فیلم‌برداری از این آزمایش علمی و عملی با تیم ARTI همکاری داشتند. ما یک مدرسه و یک خانه را با 20 مانکن در داخل آن فرو ریختیم، 10 مانکن را بصورت (Duck And Cover) (خمیده و پنهان شده )و10 مانکن دیگر را به روش ابداعی خودم تحت نام((Triangle Of Life )مثلث حیات) استفاده کردیم. پس از فرو ریختن ناشی از زلزله مصنوعی، ما به درون آوارها خزیدیم و وارد ساختمان‌ها شدیم تا نتایج آزمایش را فیلم‌برداری و مستند کنیم در این فیلم که فنون زنده ماندن خود را تحت نظارت مستقیم و شرایط علمی مرتبط با ریزش آوار تمرین نمودیم به روشنی نشان می‌داد آنهائی را که از روش (Duck And Cover) ( خمیده و پنهان شده ) استفاده کردند، شانس زنده ماندن آنها صفر درصد و برای آنهائی که از روش ما (مثلث حیات) استفاده کردند، 100 درصد بود. این فیلم در ترکیه و کشورهای اروپائی توسط میلیون‌ها تماشاچی دیده شد و در ایالات متحده و کانادا و آمریکای لاتین هم از طریق تلویزیون به نمایش گذاشته شد.

http://3.bp.blogspot.com/_4MUf6T4VzPw/SsTUvB209lI/AAAAAAAAMDE/x56ObqKLZIg/s320/triangle-life-papercraft.jpg

a

 اولین ساختمانی که بداخل آن خزیدم ، مدرسه‌ای در شهر مکزیکوسیتی و درجریان زلزله سال 1985 بود همه بچه‌ها در زیر میزهایشان بودند و همگی تا ضخامت استخوان‌هایشان در هم کوبیده شده بودند. آنها می‌توانستند زنده بمانند اگر در کنار میزهایشان و در راهروی بین میزها دراز می‌کشیدند. کاری که انجام داده بودند غیرمعقول و غیرضروری بود و در تعجب بودم که چرا آنها در راهروها نبودند. من آن موقع نمی‌دانستم که به آنها گفته شده‌بود که خود را زیر چیزی پنهان سازند.

به‌سادگی می‌توان دریافت، هنگامی‌که ساختمان‌ها تخریب می‌شوند وزن سقف که بر روی اشیاء و مبلمان فرود می‌آید، آنها را درهم می‌کوبد و فضای خالی‌ای را در کنار آنها ایجاد می‌نماید این فضا همان چیزی است که من به آن مثلث حیات (Triangle Of Life) می‌گویم هر اندازه اشیاء بزرگتر و محکم‌تر باشند کمتر فشرده می‌شوند و هر اندازه کمتر فشرده شوند فضای خالی که احتمال زنده ماندن افرادی را که به آن پناه می‌برند بیشتر می‌شود. یک بار دیگر می‌توانید ساختمان فرو ریخته را در تلویزیون نگاه کنید مثلث‌هایی را که شکل گرفته‌اند را شمارش کنید. آنها در اکثر نقاط وجود دارند و از معمول‌ترین اشکالی هستندکه در داخل آوارها به راحتی می‌توانید مشاهده نمایید.

من کارکنان سازمان آتش‌نشانی شهر (Trujillo تروجیلو(با جمعیتی 750،000 نفری)) را برای چگونه زنده ماندن و محافظت و نجات خانواده‌هایشان در هنگام وقوع زلزله آموزش دادم. رئیس آتش‌نشانی شهر(Trujillo تروجیلو) که خود استاد دانشگاه این شهر هم می‌باشد همواره مرا همراهی می‌کرد و خود گواه حوادث اتفاق افتاده بود. مطلب ذیل گفته او می‌باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

"نام من روبرتو روزالس است هنگامیکه 11 ساله بودم در اثر بروز زلزله سال 1972که بیش از 70،000 نفرتلفات داشته است، در داخل ساختمان فروریخته بدام افتادم وآنچه باعث نجاتم گردید مثلث حیاتی بود که در کنار موتورسیکلت برادرم بوجود آمده بود. کلیه دوستانم که در زیر میز یا تخت رفته بودند در زیر آنها له شده و جانشان را از دست داده بودند. من مثال زنده‌ای از (Triangle Of Life) مثلث حیات هستم و دوستانم مثالی از (Duck And Cover) (خمیده و پنهان شده) که همگی جانشان را از دست دادند."

نکات و توصیه های مهم آقای Doug Copp

1-در هنگام بروز زلزله و فرو ریختن ساختمان هر کسی که از روش (Duck And Cover) (خمیده و پنهان شده) استفاده کند بدون استثناء و همواره محکوم به مرگ است. افرادی که زیر اشیائی نظیر میزها و اتومبیل‌ها می‌روند در همانجا له می‌شوند.

2-سگ‌ها و گربه‌ها و بچه‌ها همگی آنها اغلب بصورت طبیعی در وضعیت جنینی که در رحم قرار دارند، خم می‌شوند و شما هم باید همین طور عمل کنید. این غریزه طبیعی ایمنی و اصل بقاء است. شما می‌توانید با همین شیوه در فضای خالی کوچکتری زنده بمانید. پس در زمان بروز زلزله سریع خود را کنار اشیاء بزرگ، مانند کاناپه بزرگ و یا اجسام محکمی که در مقابل ضربه کمتر فشرده می‌شوند و فضای خالی در مجاور خود باقی می‌گذارند، قرار دهید.

3-ساختمان‌های چوبی از ایمن‌ترین نوع ساختمان‌ها محسوب می‌شوند که می‌توانید در هنگام وقوع زلزله در داخل آنها باشید، دلیل آن ساده است زیرا چوب قابل انعطاف بوده و با نیروی زلزله به راحتی حرکت می‌کند. اگر ساختمان چوبی فرو ریزد فضاهای خالی بزرگی ایجاد می‌شود. همچنین ساختمان‌های چوبی دارای وزن متمرکز شده و خردکنندگی کمتری هستند. ساختمان‌های آجری می‌توانند در حد قطعات آجر متلاشی شوند و آجرها منجر به بروز صدمات زیادی می‌شوند البته اجساد له شده ناشی از فرو ریختن آنها از صدمات حاصل از فرو ریختن قطعات بتنی بزرگ، کمتر می‌باشد.

4-اگر زلزله درهنگام شب و زمانی که شما در رختخواب خود هستید اتفاق بیفتد کافی است از روی تخت به پایین بغلتید، یک فضای ایمن و مناسب در اطراف تخت وجود دارد. هتل‌ها می‌توانند نرخ زنده‌ماندن ساکنان خود را در هنگام وقوع زلزله، با نصب تابلوی راهنما در پشت درب اتاق‌ها و اطلاع‌رسانی به ساکنان مبنی بر اینکه "در هنگام وقوع زلزله روی زمین کنار تختخواب دراز بکشید" افزایش دهند.

5-اگر شما هنگام وقوع زلزله در حال تماشای تلویزیون هستید و فرار از در یا پنجره برایتان بسادگی امکان‌پذیر نیست، در وضعیت جنینی در کنار کاناپه یا صندلی بزرگ خم شوید.

6-هر کسی که در زمان وقوع زلزله در زیر درب قرار گیرد محکوم به مرگ است. زیرا هنگامی که زیر درب قرار دارد ، چهارچوب اطراف درب به سمت جلو وعقب بیافتد، زیر مصالح ساختمانی بالای چهار چوب درب له خواهد شد و اگر ستون‌ها به طرفین بیفتند در این حالت توسط آنها به دو نیم خواهد شد لذا در هر دو صورت جان خود را از دست خواهد داد.

7-هرگز در هنگام وقوع زلزله بر روی پله ها نروید زیرا پله‌ها دارای گشتاور فرکانسی متفاوتی هستند و لذا مجزا از تنه اصلی ساختمان نوسان می‌کنند. به عبارتی پله‌ها و بقیه ساختمان با همدیگر برخورد می‌کنند تا اینکه شکست سازه‌ای در پله رخ دهد و کسانی که روی پله هستند قبل از اینکه پله خراب شود توسط گام‌های پله گرفتار شده و بصورت وحشتناکی قطع عضو خواهند شد. در هنگام زلزله حتی اگر ساختمان فرونریزد باز هم از پله‌ها دور بمانید زیرا پله‌ها از مناطقی هستند که احتمال تخریب بیشتری دارند حتی اگر پله‌ها توسط زلزله فرو نریزد ممکن است در اثر وزن ازدحام زیاد افرادی که فریادکشان از روی آن در حال فرار هستند فرو بریزد. پله‌ها باید پس از وقوع زلزله هر چند که ساختمان آسیب ندیده باشد از نظر ایمنی مورد آزمایش قرار گیرند.

8-به دیوارهای محیطی ساختمان نزدیک شوید و یا در صورت امکان به بیرون از آنها بروید. هرچه داخل‌تر و دور‌تر از دیوارهای محیطی ساختمان باشید احتمال اینکه راه گریز شما مسدود شود بیشتر خواهد بود.

9-کسانی که در هنگام وقوع زلزله در خیابان‌ها داخل خودروی خویش می‌مانند وقتی که خیابان طبقه فوقانی روی آنها خراب می‌شود (در اتوبان‌های دو طبقه)، جان خود را از دست می‌دهند. این دقیقآ همان چیزی است که در آزادراه نیمیتز (Nimitz Freeway) رخ داد و قربانیان زلزله سانفرانسیسکو همگی در داخل خودروی خود به هنگام زلزله باقی ماندند و همگی کشته شدند . آنها می توانستند زنده بمانند اگر از خودرو خارج شده و در کنارآن نشسته و یا دراز کشیده بودند.کلیه خودروهای له شده بجز خودروهائی که ستون‌های پل مستقیمآ روی آنها سقوط کرده بود، دارای فضای خالی‌ای به ارتفاع 90 سانتی متر در اطراف خود بودند.

10 -از خزیدن در داخل خرابه‌های دفاتر روزنامه‌ها و یا اداراتی که کاغذهای انباشته زیادی در آنها وجود داشته است، دریافتم که کاغذ دارای خاصیت ارتجاعی بوده و چندان فشرده نمی‌شوند لذا فضاهای خالی زیادی در اطراف بسته‌های کاغذ بوجود می‌آید که می‌تواند در زمان زلزله مورد استفاده قرار گیرد


 

نوشته شده در جمعه ۱۳ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ توسط dr.nash نظرات () |

  در زمان تدریس ر دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند.. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."

  آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت:" وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."

 

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.

 

آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"

خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.

نوشته شده در دوشنبه ٢ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ توسط dr.nash نظرات () |

دان هرالد (Don Herold) کاریکاتوریست و طنزنویس آمریکایی در سال 1889 در ایندیانا متولد شد و در سال 1966 از جهان رفت. دان هرالد دارای تالیفات زیادی است اما قطعه کوتاهش «اگر عمر دوباره داشتم...» او را در جهان معروف کرد. بخوانید:

 

"البته آب ریخته را نتوان به کوزه باز گرداند، اما قانونی هم تدوین نشده که فکرش را منع کرده باشد.

اگر عمر دوباره داشتم می کوشیدم اشتباهات بیشتری مرتکب شوم. همه چیز را آسان می گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر می شدم. فقط شماری اندک از رویدادهای جهان را جدی می گرفتم. اهمیت کمتری به بهداشت می دادم. به مسافرت بیشتر می رفتم. از کوههای بیشتری بالا می رفتم و در رودخانه های بیشتری شنا می کردم. بستنی بیشتر می خوردم و اسفناج کمتر. مشکلات واقعی بیشتری می داشتم و مشکلات واهی کمتری. آخر، ببینید، من از آن آدمهایی بوده ام که بسیار مُحتاطانه و خیلی عاقلانه زندگی کرده ام، ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته من هم لحظاتِ سرخوشی داشته ام. اما اگر عمر دوباره داشتم از این لحظاتِ خوشی بیشتر می داشتم. من هرگز جایی بدون یک دَماسنج، یک شیشه داروی قرقره، یک پالتوی بارانی و یک چتر نجات نمی روم. اگر عمر دوباره داشتم، سبک تر سفر می کردم.

اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه می رفتم و وقتِ خزان دیرتر به این لذت خاتمه می دادم. از مدرسه بیشتر جیم می شدم. سگ های بیشتری به خانه می آوردم. دیرتر به رختخواب می رفتم و می خوابیدم. بیشتر عاشق می شدم. به ماهیگیری بیشتر می رفتم. پایکوبی و دست افشانی بیشتر می کردم. سوار چرخ و فلک بیشتر می شدم. به سیرک بیشتر می رفتم...

زیرا من با ویل دورانت موافقم که می گوید: "شادی از خرد عاقل تر استَ

نوشته شده در دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ توسط dr.nash نظرات () |


Design By : Night Skin